مشق شب
دفترم كو
كو مدادم
مشق شب بايد نوشت
مشق فرداهايمان را نيز هم
تا سحر بايد نوشت و
باز هم بايد نوشت
بار ديگر هم نوشتن نيست بد
تا به كي بايد نوشت و
تا كجا بايد نوشت
مردم از اين روزهاي زشت و شبهاي پليد
كو كجايند روزهاي خوب و شبهاي زلال
ما و اين دل مردگي ها تا به كي
از سياهيهاي شب بايد گريخت
دوستان ،ياران،عزيزان:
شايد اكنون بهتر است فكري كنيم
فكر فردايي كه ديگر شب نباشد بعد از آن
شب چرا اينگونه تاريك و بلند
شب نبود اين، ما شبش كرديم، ما
شب ترين شبهايمان اين روزهاست
هان،
به پا خيزيد اي ياران من
قلب شب را واژگون بايد كنيم
بر شب و شب حاكمان شورش كنيم
شب به پايان مي رسد گر دست در دست هم نهيم
روز نوروزي بود در پشت شب
بعد شب بهروزي است و زندگي
شب سياه است و پليد و سرد و زشت
از شب و شب پيشه گان بايد نوشت
شب به پايان مي رسد گر دست در دست هم نهيم
شب به پايان مي رسد گر دست در دست هم نهيم
شب به پايان مي رسد گر.......
شب به پايان مي رسد گر ......
شب......
شاعر :غلامرضا زارع
|
+| نوشته شده توسط
رضا در شنبه نوزدهم مرداد 1387
|